در این مرحله باید ببینیم با ایجاد شاخص کلیدی عملکرد (KPI) دنبال چه اهداف هستیم. به عنوان مثال شاید افزایش سهم بازار، فروش بیشتر، برندسازی و… جزوی از اهداف ما باشند. برای هدفگذاری صحیح و تعیین شاخصهای کلیدی عملکرد میتوان از مدلهایی چون مدل SMART استفاده کرد.برای رسیدن به نتایج دلخواه عواملی وجود دارند که با در نظر گرفتن آنها ضریب شکست در رسیدن به اهداف تعیین شده را کاهش می دهد.
مرحله دوم: تعیین عوامل موفقیت است
با اجرای درست فرآیندهای انتخاب شده، مدیریت صحیح، نظارت اصولی میتوانید برای رسیدن به نتایج مطلوب امیدوار باشید. عوامل موفقیت میتواند برای کسب و کارهای مختلف متفاوت باشد و طبیعتا این عوامل باید بهصورت شخصیسازی شده و سفارشی تعیین شوند.
مرحله سوم: ایجاد KPI براساس عوامل موفقیت
در این مرحله باید براساس عوامل موفقیت، KPI خودمان را تعریف میکنیم ولی سنجش اصلی این شاخصهای کلیدی عملکرد در این مرحله انجام نمی شود.
مرحله چهارم: بدست آوردن معیار
در فرایند بررسی شاخصهای کلیدی عملکرد ممکن است معیارهایی به دست آورید برخی از این معیارها حاوی نکاتی ارزشمند هست ولی گاهی معیارهایی بدست می آید که به تنهایی مفهومی ندارند، اما وقتی در کنار نتایج دیگر قرار میگیرند میتوانند دارای مفاهیم ارزشمندی باشند.
مرحله پنجم: محاسبه KPI
در مرحله پنجم معیارهای سنجش خود را اندازه می گیریم. اصولاً شاخصها به صورت نرخ، نسبت، درصد یا میانگین نشان داده میشوند. KPIها باید قابلیت اندازهگیری دقیق داشته باشند و به ما نشان دهند چقدر در رسیدن به نتایج موفق بودیم و ارزیابی عملکرد ما چطور بوده است. ارزیابی هر کدام از شاخص ها میتواند به صورت متناوب در بازههای زمانی هفتگی یا ماهیانه اندازهگیری شود.